گفت و گوی مجله کشف استعداد برتر با سرکار خانم نازنین زبیدی از هنرمندان انتشارات حوزه مشق

گفت و گوی مجله کشف استعداد برتر با سرکار خانم نازنین زبیدی از هنرمندان انتشارات حوزه مشق

۱/لطفاً خودتون رو برای مخاطبین ما معرفی کنید

سلام، نازنین زبیدی هستم.۱۵ ساله از بندر ماهشهر، استان خوزستان

۲/علاقه ی شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟

من انشاهای زیبایی در مدرسه مینوشتم، طوری که دبیران فکر میکردن انشاهایم اینترنتی است.
همچنین نمایشنامه های قشنگی مینوشتم و تئاتر برگزار میکردم
. اما هرگز فکرش را نمیکردم که روزی نویسنده و شاعر شوم و به استعدادم اهمیت نمیدادم تا آنکه از کلاس پنجم به بعد واسه ی اولین بار به صورت اتفاقی شعر نوشتم و متوجه استعدادم در این حیطه شدم

۳/از چه زمانی شعر گفتن برای شما جدی شد؟ از آخرای کلاس ششم به بعد شعر نوشتن به من ارامش میداد، طوری که افکار موجود در سرم را ما بین واژه های زیبای فارسی بر روی برگه مینوشتم و ذهنم خالی میشد و این خیلی دلنشین و زیبا بود.

۴/نظر خانواده در مورد شعر گفتن شما چه بود؟

اولین نفری که شعرهایم را برایش میخواندم خواهر بزرگترم بود و ان بسیار متعجب میشد و من را بسیار تشویق می کرد. کم کم مادرم هم از من حمایت کرد‌..

۵/در چه قالب هایی شعر میگویید ؟

شعر نو، شعر سپید..

۶/در بین شاعران بعد از انقلاب کدام را موفق میدانید؟

قیصر امین پور

۷/به نظر شما شعر گفتن قابل یاد گرفتن یا ذاتی است؟

ابتدا باید ذات یک شاعر را داشته باشی. طوری که من برگه میگرفتم و بی هدف مینوشتم و در اخر شعری بسیار زیبا و با معنی از آن بیرون می امد این بسیار برایم تعجب اور بود و از ان پس متوجه استعداد ذاتی ام شدم. اما بعد هم باید روی ان کار کرد. باید برای قوی شدن تمرین کرد و بیشتر کتاب خواند
پس ابتدا باید استعداد داشت.

۸/موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟

بیشتر عاشقانه،اجتماعی..

۹/آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه میکنید و در سرودن تحت تاثیر کدام شاعر هستید؟
بیشتر کتاب های رمان و اموزشی و غیره بیشتر از شعر میخوانم.
ولی به نظرم اشعار امیر هوشنگ ابتهاج و علی اسفندیاری( نیما یوشیج ) بسیار به من نزدیک هستند.

۱۰/به عنوان شاعر جوان انتظار دارید در شعر به چه افقی دست پیدا کنید؟
به ان فکر نکردم..
فقط دوست دارم تا میتوانم از خودِ مردم باشم و اشعارم بر ان ها تاثیر بگذارد. گاه به عنوان نصیحت، گاه به عنوان درد دل یا حتی یک عاشقانه ی زیبا..

۱۱/چه آثاری از شما به چاپ رسیده و در چه جشنواره هایی شرکت کرده و برگزیده شده اید؟
کتاب مشترک ” نهفته های دلی” به سرپرستی بنده به چاپ رسید.
همچنین فعلا تقریبا سه سال هست که روی کتاب رمان ” افسونِ رهایی” کار میکنم.
در جشنواره های ادبی نبودم بجز مسابقات انشاهای کشور. که یک بار به عنوان مقام اول در سطح استان خوزستان برگزیده شدم.

۱۲/انجمن ها چه تاثیری بر شعر شما گذاشته است؟

در انجمنی شرکت نکردم

در پایان یکی از شعر هاتون رو برای ما بخوانید.

جانم؛
تو بگو من می سرایم
شُد عاجز قلمم از وصف تو بی رُبایم
جانِ جانانَم بسپار نگاهت را به نگاهم
بگذار خُمارت شوم و بِسُرایم.
مرا! آینه به چه؟ هنگامی که.. در زلال چشمانت می بینم خود را
عاشق و معشوق در جِوارِ همیم ما امشب
من به نگاهت..
تو به زبانم
من میگویم به تو، تو میخندی
من باغچه ام! تو بشکف برایم..
تو ماهم شو.. و من به نگاهت!

نازنین_زبیدی

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید: