گفتگوی مجله کشف استعداد برتر با فرخنده شهابی از هنرمندان حوزه مشق

گفتگوی مجله کشف استعداد برتر با فرخنده شهابی از هنرمندان حوزه مشق

شما هم می توانید نویسنده؛شاعر؛پژوهشگر،مترجم و هنرمند بزرگی شوید.

کافی است به گروه بزرگ کشف استعداد برتر و موسسه انتشاراتی حوزه مشق بپیوندید.

با مدیریت استاد فردین احمدی

۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹

❤💙💎
۱/لطفاً خودتون رو برای مخاطبین ما معرفی کنید :
فرخنده شهابی هستم

۲/علاقه ی شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟
ادبیات را از پدرم آموختم گه هرگز کتاب ها را از زندگیش جدا نکرد

۳/از چه زمانی شعر گفتن برای شما جدی شد؟
از سال ۹۶ به طور جدی شروع به گفتن شعر کردم

۴/نظر خانواده در مورد شعر گفتن شما چه بود؟
کمتر شعرهایم را به بیان دیگران رسانده ام با اینحال بسیار استقبال می کردند

۵/در چه قالب هایی شعر میگویید ؟
برای حرفهای یک دختر جوان که در دهه آخر قرن چهارده زیست میکند جز سپید قالب دیگری نمیتواند روح بند ستیزش را آزاد کند

۶/در بین شاعران بعد از انقلاب کدام را موفق میدانید؟
همه کسانی که درون خود را خالی از ناگفته هایشان کرده اند و از قید ناهنجاری هایی که بند دور اندیشه هایشان کرده اند رها گشته اند موفق معاصر هستند

۷/به نظر شما شعر گفتن قابل یاد گرفتن یا ذاتی است؟
شعر از ذات سرچشمه می گیرد و گاهی در پیری کبریت میخورد و گاهی به اتفاقی در جوانی احساس ، قدرت زایش می یابد
۸/موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟
غمی که دل را در نبود پدر چروکیده کرده است و دردهایی که از آدم های هم عصر بر من منجنیق دردها را آزاد کرده اند
۹/آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه میکنید و در سرودن تحت تاثیر کدام شاعر هستید؟
تحت تاثیر زندگی خودم هستم ولی با حرف های شاملو و فروغ افسار زندگیم را به دست می گیرم
۱۰/به عنوان شاعر جوان انتظار دارید در شعر به چه افقی دست پیدا کنید؟
به آنجا که از پس شعرهایم نعره های دل باران شود
۱۱/چه آثاری از شما به چاپ رسیده و در چه جشنواره هایی شرکت کرده و برگزیده شده اید؟
هیچ
۱۲/انجمن ها چه تاثیری بر شعر شما گذاشته است؟

هیچ
در پایان یکی از شعر هاتون رو برای ما بخوانید.

باران بی هوس
مرا خیس غم هایم می کند
پر می شوم از بی حضوری تو
از خالی بودن دقایقم
در کوله بار داشتنت
جایی از زمین را منزل گزیدی
که من فراتر رفتم از زمان
و سراسر غرق شدم در دریای مواج خیال
شبهایم فانوس بدست
خواب را مهمان می شدم
تا درک کنی هنوز هم انتظار می کشم
و زجر آور است این
انباشت ِ نیست شدنت
باران هجوم اندیشه هاست
که به غربت می کشاند
تن رنجور از عادت ها را
که کم می کند شادی های خنده دارم را
وسط جامعه ی سهمگین تنهایی م
نبودن تو دیرگاهی ست
گرچه عادت هر شب و روزم شده
ولی باز باران می بارد
این بار تندتر از اندیشه ها

 

❤💙💎

شما هم می توانید نویسنده؛شاعر؛پژوهشگر،مترجم و هنرمند بزرگی شوید.

کافی است به گروه بزرگ کشف استعداد برتر و موسسه انتشاراتی حوزه مشق بپیوندید.

با مدیریت استاد فردین احمدی

۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید: