خودمان را به چه می فروشیم؟

خودمان را به چه می فروشیم؟

🔰 خودمان را به چه می فروشیم؟

🔷🔹 این خریدارها چیزى ندارند. چیزى به من نداده‏ اند
و چیزى به من باز نمى‏ گردانند
و اگر لذت مى‏ برم به خاطر این است
که نمى‏ دانم چه از دست داده‏ ام.
🔹 درست مثل آن پیرزال که بشقاب عتیقه را با یک دست بشقاب گلى رنگ مبادله کرده بود و خوشحال بود و لذت مى‏ برد،
🔹غافل از آنکه با همان بشقاب مى‏ توانست صد هزار تا از همین‏ ها را یکجا بخرد و درست مثل آن کودک که اسکناس صدتومانى را با ده تا کاکائو عوض مى‏ کند و زود در مى‏ رود
که نکند طرف پشیمان شود و معامله را به هم بزند.

🔹 ما امروز خوشحالیم که خودمان را داده‏ ایم
و چند تا بارک اللّه و چند تا خانه
و چند تا ماشین
و چند تا فلان و بهمان گرفته‏ ایم
و فرار هم مى‏ کنیم که نکند طرف معامله۲ را به هم بزند.

🔹 غافل از اینکه ما را به بیش از اینها خریدارند
و غافل از اینکه اینها قیمت یک لحظه ما نیست.
🔹چه مى‏ گویم، نه اینها که
تمام الماس‏ها و نفت‏ها و طلاها و نقره‏ها و تمام زمین و حتى تمام بهشت
قیمت یک لحظه ما نیست.

🔹ما در یک لحظه مى‏ توانیم بیش از زمین و بیش از بهشت به دست بیاوریم. مى‏ توانیم به رضوان و لقا دست بیابیم، که:
🔹«رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ اکْبَرُ »
اما در یک عمر به پشیزى قانع شده‏ ایم و خوشحال هم هستیم.
برداشتی از کتاب رشد استاد حائری

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید: