گفتگوی مجله کشف استعداد برتر با خانم ماه منیر خلف زاده از هنرمندان حوزه مشق

 

 

۱/لطفاً خودتون رو برای مخاطبین ما معرفی کنید:

به نام خالق پروانه ها
ماه منیر خلف زاده هستم
زادگاهم شهر زیبای داریون
ساکن شیراز
کارشناس حقوق
مجری صحنه..شاعر ..نویسنده..دکلماتور
نیروی آزاد آموزش و پرورش
نماینده رسمی شرکت بیمه پاسارگاد

۲/علاقه ی شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟

از دوران نوجوانی این حس شعر گفتن در من شکل گرفت…اولین شعرم رو پایان یکی از انشاهام نوشتم وبسیار مورد تشویق قرار گرفتم..

۳/از چه زمانی شعر گفتن برای شما جدی شد؟

از پنج سال پیش ..ازطریق فضای مجازی با کانون های مختلف شعر اشنا و عضو شدم ..وبا اساتید بزرگی افتخار آشنایی وشاگردی پیدا کردم وهمین باعث پیشرفتم در این زمینه گردید

۴/نظر خانواده در مورد شعر گفتن شما چه بود؟

یادم هست پدرم درزمان حیات همین طور که سرسفره نشسته بودیم فی البداهه شعر میگفتن…وازشعرگفتن من هم بسیار خوشحال می شدند…همسرم هم شاعرهستند وخداروشکر این زمینه ی بسیار خوبی برای من فراهم کرد تا بعداز ازدواج هم دراین زمینه باشور و شوق بیشتری فعالیت کنم

۵/در چه قالب هایی شعر میگویید ؟

اکثرا غزل…ولی شعر سپید هم میگم گاهی

 

۶/به نظر شما شعر گفتن قابل یاد گرفتن یا ذاتی است؟

شعر گفتن یک استعداد ذاتی است که البته با مطالعه پرورش پیدا میکنه و شکوفا میشه

۷/موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟

من شاید چون اشعار جناب حافظ رو زیاد میخونم اکثر شعرهام عاشقانه و عارفانه هست شعر آیینی هم دارم

۸/آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه میکنید و در سرودن تحت تاثیر کدام شاعر هستید؟

دیوان حافظ رو خیلی دوست دارم و شعرهای فاضل نظری و فریدون مشیری رو هم مطالعه میکنم

۹/به عنوان شاعر جوان انتظار دارید در شعر به چه افقی دست پیدا کنید؟

امیدوارم بتونم اشعار پرمحتوا یی بسرایم و به چاپ برسونم

۱۰/چه آثاری از شما به چاپ رسیده و در چه جشنواره هایی شرکت کرده و برگزیده شده اید؟

درجشنواره های‌زیادی لوح تقدیر دریافت کردم…یک کتاب مشترک دارم به نام دل شدگان….کتاب مشترک دیگری زیر نظر انتشارات خوب حوزه مشق در دست چاپ دارم…وبه امید خدا در اینده قصد دارم مجموعه غزلیاتم رو در یک کتاب مستقل به چاپ برسونم

۱۱/انجمن ها چه تاثیری بر شعر شما گذاشته است؟

انجمن ها تاثیر بسیار زیادی در انگیزه من برای ادامه ی این راه داشتند

در پایان یکی از شعر هاتون رو برای ما بخوانید.

همیشه خواسته ام از خدا
که در بزند
به من و دفتر شعرم شبانه سر بزند
به بام خانه ی تاریکِ قلبِ متروکم
کبوترِ دلِ او بیقرار پر بزند‌
برای من که غزل می سُرایم از لبِ او
شرابِ بوسه به لب های پُر شرر بزند
کنار باغچه ی قلبِ پُر زِ تشویشم
به بی قراری ممتّد من تبر بزند
شبی به ثانیه ای با طلوع لبخندش
به آسمان نگاهم گُل سحر بزند
برای آن همه زخمی که خوردم از
غم او
طبیب مرهمی از عشق
بی ضرر بزند
و ماه گل کند از او به صفحه ی غزلم
شبی به دفتر شعرم سری اگر بزند

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید: