گفت و گوی مجله ی کشف استعداد برتر با خانم سپیده صادقی از هنرمندان حوزه ی مشق

گفت و گوی مجله ی کشف استعداد برتر با خانم سپیده صادقی از هنرمندان حوزه ی مشق

۱/لطفاً خودتون رو برای مخاطبین ما معرفی کنید

سپیده صادقی هستم متولد فروردین دختری از دیار گیلان و بزرگ شده ی کرج

۲/علاقه ی شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟
تقریبا از دوم راهنمایی شعر میگم

۳/از چه زمانی شعر گفتن برای شما جدی شد؟
از دوران دبیرستان بیشتر علاقمند شدم ولی هرگز استادی نداشتم که کمکم کنه تا تقریبا سه سال پیش که استاد محسن منادی برای چاپ اولین کتابم کمکم کردند
۴/نظر خانواده در مورد شعر گفتن شما چه بود؟
همیشه مشوقم بودند و اولین کسانی که براشون سروده هامو میخوندم
۵/در چه قالب هایی شعر میگویید ؟
دوبیتی و غزل

۶/در بین شاعران بعد از انقلاب کدام را موفق میدانید؟

شاعرای موفق زیادی هستن که شعراشون رو مطالعه کردم ولی شعرهای استاد فاضل نظری عجیب به دلم آرامش میدن

۷/به نظر شما شعر گفتن قابل یاد گرفتن یا ذاتی است؟

به نظر من تا ذاتا این استعداد رو نداشته باشی هیچوقت در اون موفق نمیشید
۸/موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟

من بیشتر عاشقانه و در غم فراق معشوق شعر میگم

۹/آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه میکنید و در سرودن تحت تاثیر کدام شاعر هستید؟

شاعر خاصی مد نظرم نیست تمام شعرها رو مطالعه می کنم

۱۰/به عنوان شاعر جوان انتظار دارید در شعر به چه افقی دست پیدا کنید؟

به شعر بها داده بشه انجمن ها شعرای جوان رو تو خودشون بپذیرن و باعث پیشرفتشون بشن

۱۱/چه آثاری از شما به چاپ رسیده و در چه جشنواره هایی شرکت کرده و برگزیده شده اید؟
من یه کتاب به عنوان طعم عاشقی دارم که دوبیتی ها و غزلهام توش چاپ شده جزو انجمن روزهای طلایی البرز هستم

۱۲/انجمن ها چه تاثیری بر شعر شما گذاشته است؟

مسلما اینجور دورهمی ها و
استفاده از تجارب شاعران و آشنا شدن با سبک شعریشون باعث پیشرفت و خوش قلمی خواهد شد.

۱۳/لطفا یکی از اشعارتون رو برای ما بخونین.

من مات تو ام در پس این عکس و صدا هیچ
تو اصل دوایی و دوا هیچ دوا هیچ

از دیدن آن خال لبت هوش پریده
ایول به خدا وای خدا وای خدا هیچ

جامانده منم آن که به گردت نرسیده
بی جان شده احساس و وفا هیچ،وفا هیچ

با شعر سخن گفتم و از دل غزلی بکر

عمریست که خاموش شده حس و ثنا هیچ

آشفته و زارم زغم هجر تو یارا
مهکامه چرا آن نظرت نیست به ما هیچ

بر این دل بیچاره چرا ظلم نمودی؟
این جورو جفا بر دل ما نیست روا هیچ

تو رفته و من غرق در اوهام تو هستم
یک لحظه ی دیدار تو عشق است بقا هیچ

📝📑خبرنگار : مهسا ایمانی

شما هم می توانید نویسنده؛شاعر؛پژوهشگر، مترجم و هنرمند بزرگی شوید.

کافی است به گروه بزرگ کشف استعداد برتر و موسسه انتشاراتی حوزه مشق بپیوندید.

با مدیریت استاد فردین احمدی

۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید: