گفت و گوی مجله ی کشف استعداد برتر با آقای سید عبدالله ابطحی از هنرمندان حوزه ی مشق

گفت و گوی مجله ی کشف استعداد برتر با آقای سید عبدالله ابطحی از هنرمندان حوزه ی مشق

 

۱/لطفاً خودتون رو برای مخاطبین ما معرفی کنید
سید عبدالله ابطحی هستم متولد ۸۳/۱۰/۱۸ ساکن شهرستان پارسیان

۲/علاقه ی شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟من سال ۹۶ روزی که سر کلاس نشسته بودم کلاس هفتم بودم ناگهان همان طور که تو خودم بودم یک بیت شعر اومد تو ذهنم همینو چند بار تکرار کردم و همینو نوشتم شاید این بیت خیلی مسخره به نظر می اومد ولی همین یک بیت منو برد به سمت ادبیات و علاقه ی من را بیشتر و بیشتر کرد.

۳/از چه زمانی شعر گفتن برای شما جدی شد؟از همان موقع که علاقه ام شروع شد همین طور شروع کردم به شعر گفتن روز به روز شعر های جدید شاید همشون شعر نبودن و مشکلات زیادی داشتن ولی همین باعث شد برم جلو و روز به روز پیشرفت کنم تو این کار
۴/نظر خانواده در مورد شعر گفتن شما چه بود؟حمایت کردن و از این موضوع خوشحال بودن

۵/در چه قالب هایی شعر میگویید ؟غزل،دوبیتی،مثنوی

۶/در بین شاعران بعد از انقلاب کدام را موفق میدانید؟شمس لنگرودی،فرشید افکاری و باران بیگی(وارش) و مجید محب علی
۷/به نظر شما شعر گفتن قابل یاد گرفتن یا ذاتی است؟ذاتی

۸/موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟بیشتر عاشقانه

۹/آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه میکنید و در سرودن تحت تاثیر کدام شاعر هستید؟من بیشتر اشعار شاعران سعدی،حافظ،مولانا و فردوسی

۱۰/به عنوان شاعر جوان انتظار دارید در شعر به چه افقی دست پیدا کنید؟ انتظار دارم روزی به جایی برسم که افتخاری برای کشور و مردم کشورم باشم
۱۱/چه آثاری از شما به چاپ رسیده و در چه جشنواره هایی شرکت کرده و برگزیده شده اید؟هیچ آثاری از من تا به حال به چاپ نرسیده و این اولین کتاب مشترکی که به نام یک نفس تا تو است اولین کتابی است که آثار من در آن چاپ خواهد شد

۱۲/انجمن ها چه تاثیری بر شعر شما گذاشته است؟خیلی تاثیر گذاشته است و همیشه با حمایت آن ها موفق بوده ام

۱۳/یکی از اثارتونو برامون بخونین.

دلبسته ی دنیا خبر از عشق، نداری
من غیرِ خدا عشق ندیدم به دیاری

از کوچه ی دل، میگذرم راه همین است
جویَم سخنش را که چو درگاه همین است

من عاشق و معشوق، در این کوچه نبینم
من غیر خدا ، عشقِ دگر را نگزینم

تا خدمت او را نکنی با دل و جانت
از عشق نگو ، عاشقِ خود باش و جهانت!

از کوچه ی دل می گذرم تا تَه ِدنیا
یابم به هزاران رَهِ شب، نورِ خدا را

این کوچه مرا سمت خدا باز، رساند
صد راهِ دگر هست، دراین کوچه ؛ بماند…

در راه خدا وهم و سراب هیچ نبینی
ویران کده و شهر خراب هیچ نبینی

باید بروم تا که خودم را بِرَهانم
جایی که خدا هست چه باشد به جهانم؟

سرشار ز پروازِ سُروری بشوم من
باید بروم من ، بروم من ، بروم من!

 

 

 

📝📑خبرنگار : مهسا ایمانی

 

شما هم می توانید نویسنده؛شاعر؛پژوهشگر، مترجم و هنرمند بزرگی شوید.

کافی است به گروه بزرگ کشف استعداد برتر و موسسه انتشاراتی حوزه مشق بپیوندید.

با مدیریت استاد فردین احمدی

۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹

 

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید: